Monday, September 22, 2008
Sunday, September 21, 2008
فسیل کوروش کبیر شاه پارسیان که از جزیره قشم واقع در خلیج عرب کشف شده
دوستان چنانکه بگوشتان رسیده باز هم چاخان های پان فارس سگ های کثافت گل کرد و چندی پیش مدعی شدند که زیر خاکی هایی از جزیره قشم واقع در خلیج عرب مربوط به شاهان خونریز و جانی هخامنشیان منجمله کوروش لواطکار پیدا کرده اند
ما بر آن شدیم که عکسی از این گنجینه قومک پارس را برای شما دوستان گرد آوریم و به نمایش بگذاریم تا باشد که گوشه ای از تمدن سراپا دروغ پان فارس سگ های کثیف نشر شده باشد
پان پارس سگ ها در طول تاریخ همیشه گنده تر از دهان کثیفشان حرافی کرده اند و خودشان را حتی از اولین موجودات کره خاکی نیز پنداشته اند و در این باره خزعبلات زیادی را به خورد عوام داده اند
ولی این در زمانی اتفاق میافتاد که تمامی رسانه های خبری و بصری دست این چاخان گویان بود و دیگر ملل غیر فارس ایرانی هیچ دسترسی به تریبونی نداشتند
و اینان با دروغهای مضحک انسانهای ساده و بیخبر از حقایق را فریب میدادند
و توانسته بودند که بطور یکجانبه ملل غیر ایرانی را نیز مجزوب این حرف های کذب بکنند ! چرا که آنان در این باره اطلاعات چندانی نداشتند و هر محققی که به ایران میآمد توسط پان فارس سگ های پولدار که از نفت هنگفت اعراب الاحواز برخوردار بود و دستش در این باره باز بود و هیچ محدودیتی هم در این پروسه پارس سازی ایران برایشان گذاشته نشده بود براحتی محققان را با دلار های نفت الاحواز به هر گونه کذب نویسی هدایت میکردند
فسیل کوروش شاه پارسیان
فسیل کوروش کبیر شاه پارسیان که از جزیره قشم واقع در خلیج عرب کشف شده
دوستان چنانکه بگوشتان رسیده باز هم چاخان های پان فارس سگ های کثافت گل کرد و چندی پیش مدعی شدند که زیر خاکی هایی از جزیره قشم واقع در خلیج عرب مربوط به شاهان خونریز و جانی هخامنشیان منجمله کوروش لواطکار پیدا کرده اند
ما بر آن شدیم که عکسی از این گنجینه قومک پارس را برای شما دوستان گرد آوریم و به نمایش بگذاریم تا باشد که گوشه ای از تمدن سراپا دروغ پان فارس سگ های کثیف نشر شده باشد
پان پارس سگ ها در طول تاریخ همیشه گنده تر از دهان کثیفشان حرافی کرده اند و خودشان را حتی از اولین موجودات کره خاکی نیز پنداشته اند و در این باره خزعبلات زیادی را به خورد عوام داده اند
ولی این در زمانی اتفاق میافتاد که تمامی رسانه های خبری و بصری دست این چاخان گویان بود و دیگر ملل غیر فارس ایرانی هیچ دسترسی به تریبونی نداشتند
و اینان با دروغهای مضحک انسانهای ساده و بیخبر از حقایق را فریب میدادند
و توانسته بودند که بطور یکجانبه ملل غیر ایرانی را نیز مجزوب این حرف های کذب بکنند ! چرا که آنان در این باره اطلاعات چندانی نداشتند و هر محققی که به ایران میآمد توسط پان فارس سگ های پولدار که از نفت هنگفت اعراب الاحواز برخوردار بود و دستش در این باره باز بود و هیچ محدودیتی هم در این پروسه پارس سازی ایران برایشان گذاشته نشده بود براحتی محققان را با دلار های نفت الاحواز به هر گونه کذب نویسی هدایت میکردند
فسیل کوروش شاه پارسیان
فسیل کوروش کبیر شاه پارسیان که از جزیره قشم واقع در خلیج عرب کشف شده
دوستان چنانکه بگوشتان رسیده باز هم چاخان های پان فارس سگ های کثافت گل کرد و چندی پیش مدعی شدند که زیر خاکی هایی از جزیره قشم واقع در خلیج عرب مربوط به شاهان خونریز و جانی هخامنشیان منجمله کوروش لواطکار پیدا کرده اند
ما بر آن شدیم که عکسی از این گنجینه قومک پارس را برای شما دوستان گرد آوریم و به نمایش بگذاریم تا باشد که گوشه ای از تمدن سراپا دروغ پان فارس سگ های کثیف نشر شده باشد
پان پارس سگ ها در طول تاریخ همیشه گنده تر از دهان کثیفشان حرافی کرده اند و خودشان را حتی از اولین موجودات کره خاکی نیز پنداشته اند و در این باره خزعبلات زیادی را به خورد عوام داده اند
ولی این در زمانی اتفاق میافتاد که تمامی رسانه های خبری و بصری دست این چاخان گویان بود و دیگر ملل غیر فارس ایرانی هیچ دسترسی به تریبونی نداشتند
و اینان با دروغهای مضحک انسانهای ساده و بیخبر از حقایق را فریب میدادند
و توانسته بودند که بطور یکجانبه ملل غیر ایرانی را نیز مجزوب این حرف های کذب بکنند ! چرا که آنان در این باره اطلاعات چندانی نداشتند و هر محققی که به ایران میآمد توسط پان فارس سگ های پولدار که از نفت هنگفت اعراب الاحواز برخوردار بود و دستش در این باره باز بود و هیچ محدودیتی هم در این پروسه پارس سازی ایران برایشان گذاشته نشده بود براحتی محققان را با دلار های نفت الاحواز به هر گونه کذب نویسی هدایت میکردند
فسیل کوروش شاه پارسیان
Sunday, June 29, 2008
زبان سگ
تا پیش از مشروطیت، زبان فارسی کنونی در هیچ مکتبخانهای به عنوان زبان دانایی آموخته نمیشد، آن را زبان محاوره و گفتوشنود و داد و ستد میشناختهاند و زبان دانایی، از شروع تا پایان، از مکتبخانهی ملاباجی، تا عالیترین حوزههای علم و اندیشه، زبان درخشان عرب بوده و این خود حجتی کافی است بر ناتوانی ماهوی زبان فارسی در انتقال مفاهیم و معلومات عالم ساز کتیبه های هخامنشی، با زبان بومیان این نجد و با زبان فارسی کنونی بی ارتباط است؛ معلوم کرده ام در دورانی که مورخین و شرق شناسان دغل، به غلط اشکانی شناخته اند، هیچ نشانی از حکومت و هویت و خط و زبان ملی دیده نمی شود و به زودی درکتاب ساسانیان معلوم خواهم کرد که فقیرترین عهد ایران، به آن زمان ظهورکرده است. پس از آن همه ادله و اسناد محکم تر از سرب، که هر ادعایی دربارهی خط و زبان و کتابت ملی پیش از اسلام را، از هستی و هویت ساقط می کند، هنوز میشنویم که میگویند در قرآن واژه های فراوان فارسی یافت می شود!!! بی این که پیشاپیش متنی معرفی کنند و بیاورند اثباتگر این که پیش از اسلام، اصولاً خط و زبان و گنجینهی لغت فارسی داشتهایم و یا لااقل ده واژه از آن لغات فارسی را که میگویند در قرآن آمده، به وضوح معرفی کنند
حالا اگر اجل امان دهد، در ورود به دوران پس از اسلام، خواهم گفت که فارسی کنونی هرگز پیش از سلسلهی سامانیان نبوده و خواهم گفت که این همه دست به دامنی و استمداد زبان فارسی از گنجینهی لغت و قواعد زبان عرب از آن است که فارسی کنونی به صورتی مصنوعی و فرهنگستانی ساخته شده، نه با بهره از گنجینهی لغت ملی و بومی مردم این نجد. این زبان را در دربار سامانیان، با اهدافی که به تشریح خواهم آورد، ساختهاند، پیش از قرن چهارم هجری هرگز نبوده است و درست به همین سبب، از همان زمان، بومیان ایران، آن را فارسی دری، یعنی زبان رایج درباریان خواندهاند و در سراسر تاریخ این سرزمین این زبان جز در دربار و نزد شعرا و دیگر روابط فرهنگی رسمی و دولتی کاربرد نداشته است، و مردم، درست مانند امروز، با زبانهای بومی خود، از ترکی و گیلکی و مازندرانی و کردی و عربی و بلوچی و لری رفع نیاز کردهاند، فارسی را زبان جانشین بومی خویش نشناختهاند و مگر در صورت نیاز و برای رفع حاجت رسمی و دولتی خویش، به آن رجوع نداشتهاند
باید دست کم چندان پیشینهی بحث را شناخت که بدانیم تا پیش از مشروطیت، زبان فارسی کنونی در هیچ مکتبخانهای به عنوان زبان دانایی آموخته نمیشد، آن را زبان محاوره و گفتوشنود و داد و ستد میشناختهاند و زبان دانایی، از شروع تا پایان، از مکتبخانهی ملاباجی، تا عالیترین حوزههای علم و اندیشه، زبان درخشان عرب بوده و این خود حجتی کافی است بر ناتوانی ماهوی زبان فارسی در انتقال مفاهیم و معلومات عالم ساز بدین ترتیب اگر زبان گوهرین و توانای عرب، که در استحکام و قدرت آن همین بس که بگوییم زبان قرآن است، تنها گزینهی جهان پهناور اسلام بوده و هنوز هم هست، از آن روست که هیچ فرهنگ و بیان و لغت دیگری قادر نبوده و نیست، که جانمایهی قرآن را جواب دهد، و اگر گروندگان به قرآن، زبانی را گزیدهاند که قادر به انتقال مفهوم آن متن متین دوران ساز بوده، پس رفتاری عاقلانه و طبیعی در پیش گرفتهاند، نه ناگزیر و تحمیلی اگر این مختصر هنوز کفایت نمیکند، کافی است که معترض، لغات عربی را در گفتهها و نوشتههای روزمرهی خویش بشمرد، تا معلوم او شود که تمامی واژگانی که بار بیان را به مقصدی میبرد، عربی است و شرمساری بزرگتر این که حتی با کوشش بسیار نیز به علت فقر بنیانی زبان فارسی، نمی توان در جای هیچ یک از آن کلمات عرب معادلی نشاند، کوششی که دهها خیالپرداز، از کسروی تا دکتر حسین روحانی، در تجربهی آن ناموفق و ناکام ماندند این تکیه ی زبان فارسی به لغت عرب، شامل حروف و اوزان و دستور آن زبان نیز میشود و هر کلام منثور و یا منظوم به اصطلاح فارسی، چیزی جز کپیبرداری از قواعد بیان، تقلید اوزان و صورت حروف عربی نیست. اگر کسی توانست در جای همین دو واژهی «منثور» و «منظوم» جایگزینی توانا به فارسی بیاورد، که به شمایل جملهای درنیامده باشد، من سخن خویش پس خواهم خواند و اگر نتوانست همان بس که شرمساری کشد اگر زبانی از هستی و هویت درونی خویش سیراب شود و اگر در میان مردمی با پیشینهی فرهنگ کهن ثبت باشد، برای عرض اندام و اظهار وجود، مجبور به این همه رجوع و
قایناق آذربایجان روز
Monday, June 23, 2008
ازدواج در قوم فارس
نوعى ديگرى از ازدواج٬ بنام پولى آندرى – ازدواج همزمان چند مرد با يك زن- نيز در ميان چندين قوم آسياى مركزى شامل آريانهاى هند و ديگر هند و اروپائىها و ايرانىهاى باستان ديده شده استּبا اينهمه ؛خويدوده ؛و ؛پولي آندرى؛ هرگز در ميان هونها و تركها ديده نشده استּمخالفت با سنت ايرانى – زرتشتى ازدواج با محارم (خويدوده) ٬ سبب ديگر كشمكش بين هرمز چهارم پادشاه ترك ساسانى با موبدان و بزرگان زرتشتى از جمله بهرام چوبين بودּبهرام چوبين طبق سنن ايرانى و فريضه دينى زرتشتى٬ خواهرش “گردويه” (Gordieh) » يا “گرديك” را به زني گرفته بودּ(گردويه پس از قتل همسر-برادرش بهرام چوبين٬ به همسرى دائى خسرو پرويز٬ “گستهم” هپتالى زردپوست درآمد)ּبراى آشنائى با سنت ايرانى-زرتشتى ازدواج با محارم بين زرتشتيان و ايرانىزبانان باستان٬ متاتلخيصى (Metanarration) كوتاه برگرفته از منابع علمى مختلف و برخى سايتهاى پان ايرانيستى (آذرگشسب نت٬ فرهنگ ايران باستان و ּּּ) در داخل علامت ((( ))) آورده مىشود [٩]ּدر ميان ايرانىزبانان باستان، ازدواج خويشاوندان نزديك با يكديگر, بويژه ازدواج و همبسترى پدر با دختر، پسر با مادر و برادر باخواهر جايز بوده است. اينگونه از زناشويى در اغلب اديان باستان حتى هنديان قديم ممنوع بوده و نكوهش شده است. اما آئين زرتشت٬ اوستا و تاليفهاى متاخر را نقطه مقابل آن دانسته اندּازدواج با محارم و زناشويى با نزديكان (خويدوده= خوايت ودث= خويدوگدس= خوتيك دوس= خيتودت= خوايت ودثهxvaetvadatha Xvedodah xvetokdas) به تصريح متون زرتشتي يكي از آيينهاي اصيل و كهن دين زرتشت است. اصل خويدوده براي صدها بلكه هزاران سال فريضهاي شرعي در دين زرتشت و عملى عمومي در جامعهي زرتشتي و در ميان زرتشتيان بوده استּبه روا بودن اصل خويدوده ٬ نه تنها در اوستا و تمام كتابهاى كهن دينى متون و آموزههاي زرتشتي موجود و كتب پهلوي تأكيد و تصريح شده، بلكه اين نوع ازدواج از مستحبات و از زمره امورى كه به خصوص مورد توجه ذات بارى است محسوب و حتى به عنوان فريضهاي شرعي از واجبات ديني به شمار آمده استּּ
View Raw Image” href=”http://s3.tinypic.com/2yxkfia.jpg” mce_href=”http://s3.tinypic.com/2yxkfia.jpg” class=”thickbox”>
Thursday, May 29, 2008
نقض بزرگی که بر خلق و خوی کوروش لکه ای ننک بر جای گذارده است این است که گاهی بی حساب قساوت و بیرحمی داشته است و این خلق و خوی را به پسر دیوانه خود کمبوجیه به ارث گذارد.
مشرق زمین گهواره تمدن/ فصل 13/ ص409
کوروش امپراطوری خود را با جنگ و خونریزی بدست اورد و لیک نتوانست آنرا سازماندهی نماید و اجل این امپراطوری را از چنگش به در آورد.
مشرق زمین گهواره تمدن/ فصل 13/ ص409
از دیگر مصائب که داریوش علاوه بر توطئه های درون دربار با آن گرفتار بود ، همان طغیان فرمانداران مصر و لیدیا میباشد که در پی آن در آن واحد شورش در بابل –ماد –آشور –آرمینه و سرزمین ساکاها و بسیاری دیگر از ولایات بود و داریوش در خواباندن این شورشها منتهای شدت قساوت را به کار برد. از جمله چون پس از محاصره طولانی به شهر بابل دست یافت فرمان داد 3 هزار نفر از بزرگان آن را به دار بیاویزند تا مایه عبرت و فرمانبرداری دیگران شود.
مشرق زمین گهواره تمدن/ فصل 13/ص 411-410
پارس همان ایرانی نیست که اکنون می شناسیم ، بلکه ناحیه کوچکی در مجاورت خلیج فارس بود که در آن زمان به نام (پارس) خوانده میشد و اکنون فارس نامیده میشود.سرزمین پارس سرای بیابانهای بی حاصل و کوههای فراوان بود، رودخانه فراوان نداشت و در معرض گرمای سوزان و سرمای گشنده بود و به همین جهت بود که در آمد زمین به تنهایی کفاف زندگی ساکنان آنرا نمیکردو …
مشرق زمین گهواره تمدن/ فصل 13/ص 414
صناعت در میان پارسیان رواج و رونقی نداشت و از صنایع اقوام دیگر استفاده میکردند.
مشرق زمین گهواره تمدن/ فصل 13/ص 414
دریانوردی در میان پارسیان به آن درجه که در حمل و نقل خشکی به دست آن مردم ترقی کرده بود نرسیده و پارسیان ناوگان مخصوص به خود را نداشتند ، بلکه ناوگان فنیقی را اجاره میگردند.
مشرق زمین گهواره تمدن/ فصل 13/ص 415
آنچه در مورد مردم پارس میتوان گفت آن است که با وجود دینداری تا بدان حد بیرحمی و قصاوت به خرج میدادند چنانکه بزرگترین پادشاه آنان ، داریوش اول در کتیبه بیستون میگوید((فرورتیش دستگیر شد، او را نزد من آوردند. گوشها و بینی و زبان او را بریدم و چشمانش را در آوردم و او را در دربار به غل و زنجیر کردند تا همه مردم او را ببینند و بعد به اکباتان بردم و به دار آویختم… چیتر تخم را گرفته و نزد من آوردند من گوشها و بینی او را بریدم و چشم هایش را برکندم و او را در دربار من به غل و زنجیر کردند تا تمامی مردم او را ببینند و بعد به امر من در اربل او را مصلوب کردند……
اقوامی که مغلوب میشدند پیشوایان ایشان را به دار می آویختند . پیروانشان را چون ینده میفروختند و شهرهایشان را چپاول میکردند و پسرانشان را اخته میساختند و دختذانشان را به اسیری میبردند و میفروختند…. پارسیان امرد بازی را از یونانیان آموخته اند… از سرزنشهای سختی که (اوستا) در باره عمل لواط میکند تا حدودی گفته های هرودت را تائید میکند.
مشرق زمین گهواره تمدن/ فصل 13/ص 431-432-433
View Raw Image” href=”http://s3.tinypic.com/dwfgpe.jpg” mce_href=”http://s3.tinypic.com/dwfgpe.jpg” class=”thickbox”>
Sunday, May 25, 2008
کوروش اولین شاه لواط کار در تاریخ بشر بخش دوم
دوستان زمانی که مغولان وارد ایران شدند اول ازهمه خاک منطقه همین فارسها را اشغال کردند
و خظمبلاتی را که سالیان سال به خورد عده ای بیسواد داده اند هنوز هم تکرار میکنند و میگویند( آذربایجان زبانش تورکی نبود و با آمدن مغولها این زیان به آذربایجان وارد شد) !
دوستان زمانی که مغولان وارد ایران شدند اول ازهمه خاک منطقه همین فارسها را اشغال کردند ، ولی چرا این مجوسان (فارسها) را تورک نکردند سوالی هست که سالهای سال ما پرسیدیم ولی این جعل کاران آن را بی جواب گذاشته اند یا اینکه بگونه ای طفره رفته اند!.
در ثانی ، زمانی که مغولان ایران را به اشغال در آوردند .
نه این تعداد مدرسه بود ! نه این تعداد روزنامه بود ! نه به این کثرت مجلات بود ! نه اینقدر کتاب بود ! نه این تعداد کانال تلویزیونی و رادیویی بود ! و نه آنان به اندازه یک صدم فارسها مرض زبان داشتند ! و نه مثل فارسها درد نژاد پرستی و یکسانسازی داشتند ! نه به اندازه پان فارسها دنبال معادل سازی کلمات بودند ! همچنانکه شنیدید و خواندید ، آنان به دنبال مناطق حاصلخیز برای دامپروری و توسعه محدوده امپراطوری بودند.
حال چطور توانستند با دست خالی و بدون موارد مذکور آذربایجان به این بزرگی را تورک کنند و زبانشان را به این ملت منتقل کنند معلوم نیست !
حال اینکه فارسها در طول تقریبآ 100 سال گذشته با همه این ابزار فرهنگی معاصر و پیشرفته که انسان خواه ناخواه احتیاج مبرم و حیاتی دارد ، و همه اینها به زبان فارسی نوشته شده و پخش میشود ،نتوانسته اند که همین ملت را که مغولان براحتی و مثل آب خوردن تورک کرده بودند ! این ها فارسشان کنند !!! موردی هست که انسان به عقل و شعور فارسها شک میکند
