شرحی در باره کوروش سگ پرورده
کوروش باصطلاح کبیر ، یا لواطکار؟!
بخش اول
بخش اول
کوروش « سگ پرورده » جوانکی « دزد و فاسد الاخلاق» بود که با هزار دوز و کلک بر « آستیاک » ، آخرین پادشاه ماد ، پیروز شد و با ساقط کردن امپراطوری ترکان ماد سلسله جنایتکار هخامنشیان را در ایران بنیاد نهاد .
« کتز یاس » پزشگ و مورخ یونانی که هفده سال در دربار هخامنشی طبابت میکرد و مولف 23 کتاب در تاریخ ایران و جهان است و به اسرار و رازهای این سلسله کثیف از نزدیک آگاهی داشت با رد هر گونه ارتباط فامیلی بین آستیاک آخرین پادشاه ماد و کوروش مینویسد : « کوروش پسر چوپانی بود … که از شدت احتیاج مجبور گردیده راه زنی پیش گیرد ».
خطیب مشهور مرحوم آیت الله صادق خلخالی در کتاب « کوروش دروغین و جنایتکار» از این نوشته « کتز یاس » که مینویسد : « کوروش در ایام جوانی بکارهای پست اشتغال می ورزید و از این جهت مکرر تازیانه می خورد ».
استنباط کرده که کوروش گاه گاهی تن به« خود فروشی » میداد. و مجبور بود که « لواط » بدهد .
او کوروش را جزو آن افرادی میداند که در تمام عمر خویش همیشه مبتلا به انحراف اخلاقی بوده و از تن دادن به ذلتها که لواط هم جزو آنهاست مضایقه نداشته.
« تروک پومپه » مورخ اهل گل ( فرانسه ) که دارای چهل و چهار کتاب در « تاریخ عمومی » عالم است و معاصر « اوگوست » امپراطور روم بود ( 31 قبل از – 14 میلاد ) در مورد سگ پروردگی کوروش مطالبی دارد که « ژوستن » یا « یوستی نوس » مورخ رومی آن را خلاصه کرده و « پیر نیا » آن خلاصه را در چند جمله چنین بیان کرده که وقتی کوروش را در کودکی به دست چوپانی سپردند تا او را بکشد « چوپان کوروش را در جنگلی گذارد ،یک سگ ماده او را شیر میداد و از حیوانات دیگر حفظ میکرد بعد که چوپان دید حیوانی پرستار و پاسبان طفل است حس ترحم بر وی غلبه کرد و بخواهش زنش کوروش را به پسری پذیرفت »
از نویسندگان بعد از اسلام « ابوبکر عتیق نیشابوری » مشهور به « سور آبادی » - متوفی 404 هجری قمری در هزار سال پیش در کتابش واقعه « سگ پروردگی کوروش » را چنین بیان میکند : « گویند [کیکوروش = کی کوروش] بکودکی بد خو بود مادر وی با وی درماند و دایه گان درماندند و وی را ببردند در بن درختی بنهادند ماده سگی بدان موضوع بچه داشت بچگان را شیر میداد … تا آنگه که کوردک به شیر سگ بر آمد نیکو روی وزیرک اما نا پاک شد»
بعدها این کودک به شیر سگ بر آمده و نا پاک با استفاده از نیکو رویی خود به فریب مردم پرداخت و مکرر در این بدکاره گی بازداشت میشد و برای ترک کارهای کثیف و زشت تازیانه میخورد . ولی دست از کار های کثیف خود نکشید و حتی به نوشته مولف کتاب « کوروش دروغین و جنایتکار» او با سوء استفاده مکرر از خوشگلی و نیکورویی خود به یک لواط کار مبدل گشت .
به هر حال این شیر سگ خورده و لواط کار تاریخی با هر دوز و کلکی بود خود را به صدارت حکومت پارسیان رساند و حکومت ترکان ماد را ساقط کرد ، ولی در جنگ نهایی با لشگریان ترکان سکایی آذربایجان به دست لشکریان تومروس آنا ملکه دلاور آذربایجان دستگیر و سرش از تنش جدا گردید ، و در تشتی از خون انداخته شد ، ملکه تومروس خطاب به سر بریده کوروش چنین گفت : در زندگی خون دیگران را خیلی خوردی ولی سیر نشدی حال از خون خود بخور تا سیر شوی .
