Thursday, May 29, 2008

نقض بزرگی که بر خلق و خوی کوروش لکه ای ننک بر جای گذارده است این است که گاهی بی حساب قساوت و بیرحمی داشته است و این خلق و خوی را به پسر دیوانه خود کمبوجیه به ارث گذارد.

                                مشرق زمین گهواره تمدن/ فصل 13/ ص409

کوروش امپراطوری خود را با جنگ و خونریزی بدست اورد و لیک نتوانست آنرا سازماندهی نماید و اجل این امپراطوری را از چنگش به در آورد.

                                مشرق زمین گهواره تمدن/ فصل 13/ ص409

از دیگر مصائب که داریوش علاوه بر توطئه های درون دربار با آن گرفتار بود ، همان طغیان فرمانداران مصر و لیدیا میباشد که در پی آن در آن واحد شورش در بابل ماد آشور آرمینه و سرزمین ساکاها و بسیاری دیگر از ولایات بود و داریوش در خواباندن این شورشها منتهای شدت قساوت را به کار برد. از جمله چون پس از محاصره طولانی به شهر بابل دست یافت فرمان داد 3 هزار نفر از بزرگان آن را به دار بیاویزند تا مایه عبرت و فرمانبرداری دیگران شود.

                         مشرق زمین گهواره تمدن/ فصل 13/ص 411-410

پارس همان ایرانی نیست که اکنون می شناسیم ، بلکه ناحیه کوچکی در مجاورت خلیج فارس بود که در آن زمان به نام (پارس) خوانده میشد و اکنون فارس نامیده میشود.سرزمین پارس سرای بیابانهای بی حاصل و کوههای فراوان بود، رودخانه فراوان نداشت و در معرض گرمای سوزان و سرمای گشنده بود و به همین جهت بود که در آمد زمین به تنهایی کفاف زندگی ساکنان آنرا نمیکردو …

                         مشرق زمین گهواره تمدن/ فصل 13/ص 414

صناعت در میان پارسیان رواج و رونقی نداشت و از صنایع اقوام دیگر استفاده میکردند.

                         مشرق زمین گهواره تمدن/ فصل 13/ص 414

دریانوردی در میان پارسیان به آن درجه که در حمل و نقل خشکی به دست آن مردم ترقی کرده بود نرسیده و پارسیان ناوگان مخصوص به خود را نداشتند ، بلکه ناوگان فنیقی را اجاره میگردند.

                         مشرق زمین گهواره تمدن/ فصل 13/ص 415

آنچه در مورد مردم پارس میتوان گفت آن است که با وجود دینداری تا بدان حد بیرحمی و قصاوت به خرج میدادند چنانکه بزرگترین پادشاه آنان ، داریوش اول در کتیبه بیستون میگوید((فرورتیش دستگیر شد، او را نزد من آوردند. گوشها و بینی و زبان او را بریدم و چشمانش را در آوردم و او را در دربار به غل و زنجیر کردند تا همه مردم او را ببینند و بعد به اکباتان بردم و به دار آویختم… چیتر تخم را گرفته و نزد من آوردند من گوشها و بینی او را بریدم و چشم هایش را برکندم و او را در دربار من به غل و زنجیر کردند تا تمامی مردم او را ببینند و بعد به امر من در اربل او را مصلوب کردند……

اقوامی که مغلوب میشدند پیشوایان ایشان را به دار می آویختند . پیروانشان را چون ینده میفروختند و شهرهایشان را چپاول میکردند و پسرانشان را اخته میساختند و دختذانشان را به اسیری میبردند و میفروختند…. پارسیان امرد بازی را از یونانیان آموخته اند… از سرزنشهای سختی که (اوستا) در باره عمل لواط میکند تا حدودی گفته های هرودت را تائید میکند.

                 مشرق زمین گهواره تمدن/ فصل 13/ص 431-432-433
View Raw Image” href=”http://s3.tinypic.com/dwfgpe.jpg” mce_href=”http://s3.tinypic.com/dwfgpe.jpg” class=”thickbox”>                                      

Posted by ایت فارسئن ایکی اوزو - فارس دو رو at 17:09:51 | Permalink | Comments (1) »

Sunday, May 25, 2008

کوروش اولین شاه لواط کار در تاریخ بشر بخش دوم

                                                                          کوروش اولین شاه لواط کار در تاریخ بشر   بخش دوم
عاقبت این مار خوش خط و خال  و این جانی خونخوار که به شیر سگ بر آمده بود با خوردن خون خود جهان را از لوث وجود خود ترک کرد ، جسد کثیف این « سگ پرورده » را آذربایجانیان با گرفتن مبالغ کلان به هخامنشیان بر گرداندند و آنها او را در پاسار گاد  مدفون ساختند .
از آن زمان تا سقوط هخامنشیان همه ساله مراسم هایی از طرف پارسیان و درباریان پارس برای بزرگداشت این         « ابنه تایخی » برگزار میشد . و شاهپرستان مقبره کوروش سگ پرورده را بار ها طواف میکردند و سر بر آستان آن جانی میساییدند تا خود را به چشم دربایان در آورده و سگ السطنه و هاردوله دربار گردند .
این مراسم های عجیب و غریب در طول سالیان دراز بمدت ساعت های متمادی در زیر آفتاب سوزان اجرا میشد و تمام سگ پرستان  شاهپرست به دور قبر کوروش که با غرور در رویش نوشته شده بود که« منم کوروش شاه هخامنشی »  سر گشته و حیران میکشتند و طواف میکردند این طواف قبر کوروش سالهای سال از طرف افسران و اعیان و اشراف هخامنشی با شور و هیجان اجرا میشد تا اینکه سلسله هخامنشی توسط اسکندر مقدونی ساقط شد.
« ویپرت بلوشر » در سفر نامه خود در این  مورد مینویسد : امروزه این آرامگاه خالی است و کتیبه « منم کوروش شاه هخامنشی » نا پدید گشته … هر سال در بهار و پاییز هزاران عشایر قشقایی و ناصری و اعراب با ده ها هزار شتر و گاو و گوسفند و بز میآیند و از این دره میگذرند ، این قافله ها  را سه بار دور این گور میگردانند و طواف میدهند تا شیر احشامشان زیاد گردد.
البته طواف مقبره « کوروش سگ پرورده » تنها به احشام سالم منحصر نمیشود و احشام مریض را نیز در بر میگیرد ، مخصوصآ احشامی که دارای مرض خون شاش هستند  ، حتی یکی از چوپانان میگفته که یکبار گوسفندانش بیماری خون شاش داشته اند بدین صورت که ادرار آنان توام با خون بوده است آنان را به نیت خوب شدن به دور قبر کوروش طواف میدهد و جالب اینکه بعد از طواف ، دستگاه تناسلی قوچها بهبود میابد ، و بدین منوال می بینید که ، خود بخود ارتباط بین این بیماری ( دستگاه تناسلی قوچها) و « لواط دادن کوروش »  برقرار میگردد !
اولین گزارش طواف سگ هار گزیده گان قبر کوروش در روزنامه « وقایع اتفاقیه » شماره 261 پنجشنبه جمادی الاول 1272 هجری قمری ، (ص) 3 درج شده است
در این گزارش آمده است : « چند سگ در شیراز به جمع مردم حمله کرده  و عده ای را زخمی کرده اند ، و چون در میان مردم این شهر اعتقاد بر این هست که هر کس را سگ هار گزیده باشد به زیارت قبر کوروش رفته ، شفاخواهد یافت ! لهذا جمعی را  که سگ هار گزیده بود به زیارت آنجا اعزام کردند تا کوروش سگ پرورده آنان را شفا بخشد»
علاوه بر گزارش « روزنامه وقایع اتفاقیه» مولف نیز از طواف سگ گزیده گان بر قبر کوروش خبر داده مینویسد که : راهنمایش به او گفته : « هر گاه سگ هاری کسی را گزیده باشد » او خود را به آرامگاه کوروش رسانده و با مالیدن خود به سنگهای قبر کوروش انتظار معالجه شدن را دارد.
همچنین مینویسد : البته طواف مقبره کوروش سگ پرورده توسط سگ گزیده گان به این آسانی ها هم نیست ! و خود دارای آداب و رسوم و شرایط خاصی است و به اصطلاح دارای تشریفات و بالطبع دارای رئیس تشریفات نیز هست که مختص یک خانواده معین است و هر کسی و هر از راه رسیده ای نمیتواند آداب ورسوم و تطهیر را بجای آورده و طلب شفای هار شدگان را از کوروش سگ پرورده بنماید !.مسئول اجرا و رئیس تشریفات این قبر زن و شوهری بنام  سید محمد و زینب هستند . وقتی که سگ هار گزیده ای به امید شفا به زیارت گور کوروش  سگ پرورده برده شود سید محمد بیمار مرد ، و زینب بیمار زن را به سر چشمه خاکی که در لب رودخانه که درقسمت غرب قبرکوروش قرار دارد میبرد و در این هنگام جملات شعر گونه ای را این چنین میخواند « غسل میکنم غسل سگ هاری »
« از کل سر تا پنجه ملکی در آری »  « بده اولاد نبی » « دعا کنه نمیری» {کل به معنی فرق سر و پنجه به معنی نوک انگشتان و ملکی نوعی گیوه و کفش هست  و منظور از اولاد نبی ، خود سید محمد میباشد . البته لباس های شخص بیمار را در همانجا میسوزانند سپس بیمار را برای هفت مرتبه طواف دور گور مبرند طواف میدهند و معتقد هستند که بدین طریق سگ هار گزیده شفا خواهد یافت .

Posted by ایت فارسئن ایکی اوزو - فارس دو رو at 16:59:44 | Permalink | Comments (1) »

Posted by ایت فارسئن ایکی اوزو - فارس دو رو at 16:50:12 | Permalink | Comments (3)

دوستان زمانی که مغولان وارد ایران شدند اول ازهمه خاک منطقه همین فارسها را اشغال کردند

 

دوستان چنانکه میبینید این فارسهای جاعل هنوز هم امیدوارند که ساده دلانی پیدا بشه و جعلیات اینها را قبول کنه!
و خظمبلاتی را که سالیان سال به خورد عده ای بیسواد داده اند هنوز هم تکرار میکنند و میگویند( آذربایجان زبانش تورکی نبود و با آمدن مغولها این زیان به آذربایجان وارد شد) !
دوستان زمانی که مغولان وارد ایران شدند اول ازهمه خاک منطقه همین فارسها را اشغال کردند ، ولی چرا این مجوسان (فارسها) را تورک نکردند سوالی هست که سالهای سال ما پرسیدیم ولی این جعل کاران آن را بی جواب گذاشته اند یا اینکه بگونه ای طفره رفته اند!.
در ثانی ، زمانی که مغولان ایران را به اشغال در آوردند .
نه این تعداد مدرسه بود ! نه این تعداد روزنامه بود ! نه به این کثرت مجلات بود ! نه اینقدر کتاب بود ! نه این تعداد کانال تلویزیونی و رادیویی بود ! و نه آنان به اندازه یک صدم فارسها مرض زبان داشتند ! و نه مثل فارسها درد نژاد پرستی و یکسانسازی داشتند ! نه به اندازه پان فارسها دنبال معادل سازی کلمات بودند ! همچنانکه شنیدید و خواندید ، آنان به دنبال مناطق حاصلخیز برای دامپروری و توسعه محدوده امپراطوری بودند.
حال چطور توانستند با دست خالی و بدون موارد مذکور آذربایجان به این بزرگی را تورک کنند و زبانشان را به این ملت منتقل کنند معلوم نیست !
حال اینکه فارسها در طول تقریبآ 100 سال گذشته با همه این ابزار فرهنگی معاصر و پیشرفته که انسان خواه ناخواه احتیاج مبرم و حیاتی دارد ، و همه اینها به زبان فارسی نوشته شده و پخش میشود ،نتوانسته اند که همین ملت را که مغولان براحتی و مثل آب خوردن تورک کرده بودند ! این ها فارسشان کنند !!! موردی هست که انسان به عقل و شعور فارسها شک میکند
Posted by ایت فارسئن ایکی اوزو - فارس دو رو at 16:24:45 | Permalink | Comments Off

 

دوستان چنانکه میبینید این فارسهای جاعل هنوز هم امیدوارند که ساده دلانی پیدا بشه و جعلیات اینها را قبول کنه!
و خظمبلاتی را که سالیان سال به خورد عده ای بیسواد داده اند هنوز هم تکرار میکنند و میگویند( آذربایجان زبانش تورکی نبود و با آمدن مغولها این زیان به آذربایجان وارد شد) !
دوستان زمانی که مغولان وارد ایران شدند اول ازهمه خاک منطقه همین فارسها را اشغال کردند ، ولی چرا این مجوسان (فارسها) را تورک نکردند سوالی هست که سالهای سال ما پرسیدیم ولی این جعل کاران آن را بی جواب گذاشته اند یا اینکه بگونه ای طفره رفته اند!.
در ثانی ، زمانی که مغولان ایران را به اشغال در آوردند .
نه این تعداد مدرسه بود ! نه این تعداد روزنامه بود ! نه به این کثرت مجلات بود ! نه اینقدر کتاب بود ! نه این تعداد کانال تلویزیونی و رادیویی بود ! و نه آنان به اندازه یک صدم فارسها مرض زبان داشتند ! و نه مثل فارسها درد نژاد پرستی و یکسانسازی داشتند ! نه به اندازه پان فارسها دنبال معادل سازی کلمات بودند ! همچنانکه شنیدید و خواندید ، آنان به دنبال مناطق حاصلخیز برای دامپروری و توسعه محدوده امپراطوری بودند.
حال چطور توانستند با دست خالی و بدون موارد مذکور آذربایجان به این بزرگی را تورک کنند و زبانشان را به این ملت منتقل کنند معلوم نیست !
حال اینکه فارسها در طول تقریبآ 100 سال گذشته با همه این ابزار فرهنگی معاصر و پیشرفته که انسان خواه ناخواه احتیاج مبرم و حیاتی دارد ، و همه اینها به زبان فارسی نوشته شده و پخش میشود ،نتوانسته اند که همین ملت را که مغولان براحتی و مثل آب خوردن تورک کرده بودند ! این ها فارسشان کنند !!! موردی هست که انسان به عقل و شعور فارسها شک میکند
Posted by ایت فارسئن ایکی اوزو - فارس دو رو at 16:20:00 | Permalink | No Comments »