Sunday, May 25, 2008

 

دوستان چنانکه میبینید این فارسهای جاعل هنوز هم امیدوارند که ساده دلانی پیدا بشه و جعلیات اینها را قبول کنه!
و خظمبلاتی را که سالیان سال به خورد عده ای بیسواد داده اند هنوز هم تکرار میکنند و میگویند( آذربایجان زبانش تورکی نبود و با آمدن مغولها این زیان به آذربایجان وارد شد) !
دوستان زمانی که مغولان وارد ایران شدند اول ازهمه خاک منطقه همین فارسها را اشغال کردند ، ولی چرا این مجوسان (فارسها) را تورک نکردند سوالی هست که سالهای سال ما پرسیدیم ولی این جعل کاران آن را بی جواب گذاشته اند یا اینکه بگونه ای طفره رفته اند!.
در ثانی ، زمانی که مغولان ایران را به اشغال در آوردند .
نه این تعداد مدرسه بود ! نه این تعداد روزنامه بود ! نه به این کثرت مجلات بود ! نه اینقدر کتاب بود ! نه این تعداد کانال تلویزیونی و رادیویی بود ! و نه آنان به اندازه یک صدم فارسها مرض زبان داشتند ! و نه مثل فارسها درد نژاد پرستی و یکسانسازی داشتند ! نه به اندازه پان فارسها دنبال معادل سازی کلمات بودند ! همچنانکه شنیدید و خواندید ، آنان به دنبال مناطق حاصلخیز برای دامپروری و توسعه محدوده امپراطوری بودند.
حال چطور توانستند با دست خالی و بدون موارد مذکور آذربایجان به این بزرگی را تورک کنند و زبانشان را به این ملت منتقل کنند معلوم نیست !
حال اینکه فارسها در طول تقریبآ 100 سال گذشته با همه این ابزار فرهنگی معاصر و پیشرفته که انسان خواه ناخواه احتیاج مبرم و حیاتی دارد ، و همه اینها به زبان فارسی نوشته شده و پخش میشود ،نتوانسته اند که همین ملت را که مغولان براحتی و مثل آب خوردن تورک کرده بودند ! این ها فارسشان کنند !!! موردی هست که انسان به عقل و شعور فارسها شک میکند
Posted by ایت فارسئن ایکی اوزو - فارس دو رو in 16:20:00 | Permalink | No Comments »

Monday, April 28, 2008

شرحی در باره کوروش سگ پرورده

                            کوروش باصطلاح کبیر ، یا لواطکار؟!  
بخش اول

کوروش « سگ پرورده » جوانکی  « دزد و فاسد الاخلاق» بود که با هزار دوز و کلک بر « آستیاک » ، آخرین پادشاه ماد ، پیروز شد و با ساقط کردن امپراطوری ترکان ماد سلسله جنایتکار هخامنشیان را در ایران بنیاد نهاد .

« کتز یاس » پزشگ و مورخ یونانی  که هفده سال در دربار هخامنشی طبابت میکرد و مولف 23 کتاب در تاریخ ایران و جهان است و به اسرار و رازهای این سلسله کثیف از نزدیک آگاهی داشت با رد هر گونه ارتباط فامیلی بین آستیاک  آخرین پادشاه ماد و کوروش مینویسد : « کوروش پسر چوپانی بود … که از شدت احتیاج مجبور گردیده راه زنی پیش گیرد ».
خطیب مشهور مرحوم  آیت الله صادق خلخالی در کتاب « کوروش دروغین و جنایتکار» از این نوشته « کتز یاس » که مینویسد : « کوروش در ایام جوانی بکارهای پست اشتغال می ورزید و از این جهت مکرر تازیانه می خورد ».
استنباط کرده که کوروش گاه گاهی تن به« خود فروشی » میداد. و مجبور بود که « لواط » بدهد .
او کوروش را جزو  آن افرادی میداند که در تمام عمر خویش همیشه مبتلا به انحراف اخلاقی بوده و از تن دادن به ذلتها که لواط هم جزو آنهاست مضایقه نداشته.
« تروک پومپه » مورخ اهل گل ( فرانسه )  که دارای چهل و چهار کتاب در « تاریخ  عمومی » عالم است و معاصر  « اوگوست » امپراطور روم بود  ( 31 قبل از – 14 میلاد ) در مورد سگ پروردگی کوروش مطالبی دارد که          « ژوستن »  یا « یوستی نوس » مورخ  رومی آن را خلاصه کرده  و « پیر نیا » آن خلاصه را در چند جمله چنین بیان کرده که وقتی کوروش را در کودکی به دست چوپانی سپردند تا او را بکشد  « چوپان کوروش را در جنگلی گذارد ،یک سگ ماده او را شیر میداد و از حیوانات دیگر حفظ میکرد بعد که چوپان دید حیوانی پرستار و پاسبان طفل است حس ترحم بر وی غلبه کرد و بخواهش زنش  کوروش را به پسری پذیرفت »
از نویسندگان بعد از اسلام « ابوبکر عتیق نیشابوری » مشهور به « سور آبادی » - متوفی 404 هجری قمری در هزار سال پیش در کتابش واقعه « سگ پروردگی کوروش » را چنین بیان میکند : « گویند [کیکوروش = کی کوروش] بکودکی بد خو بود مادر وی با وی درماند و دایه گان درماندند و وی را ببردند در بن درختی بنهادند ماده سگی بدان موضوع بچه داشت بچگان را شیر میداد … تا آنگه که کوردک به شیر سگ بر آمد نیکو روی وزیرک اما نا پاک شد»
بعدها این کودک به شیر سگ بر آمده و نا پاک با استفاده از نیکو رویی خود به فریب مردم پرداخت و مکرر در این بدکاره گی بازداشت میشد و برای ترک کارهای کثیف  و زشت تازیانه میخورد . ولی دست از کار های کثیف خود نکشید و حتی به نوشته مولف کتاب « کوروش دروغین و جنایتکار» او با سوء  استفاده مکرر از خوشگلی و نیکورویی خود به یک لواط کار مبدل گشت .
به هر حال این شیر سگ خورده و لواط کار تاریخی با هر دوز و کلکی بود خود را به صدارت حکومت پارسیان رساند و حکومت ترکان ماد را ساقط کرد ، ولی در جنگ نهایی با لشگریان ترکان سکایی آذربایجان به دست لشکریان تومروس آنا ملکه دلاور آذربایجان دستگیر و سرش از تنش جدا گردید ، و در تشتی از خون انداخته شد ، ملکه  تومروس  خطاب به سر بریده کوروش چنین گفت : در زندگی خون دیگران را خیلی خوردی ولی سیر نشدی حال از خون خود بخور تا سیر شوی .
View Full Size Image
Posted by ایت فارسئن ایکی اوزو - فارس دو رو in 16:37:33 | Permalink | Comments (6)